با من سُخنی بگو
سُخن گفتنت را دوست دارم
سُخنانت پُر از لذتِ دل دادگی است
پُر ازحسِ زندگی ست
چه کسی همچو تو سُخن میگوید
چه کسی این گونه با سُخنی رازِ خفته ی دلی را میگوید
چه کسی با سُخن گرهِ کورِ دلی را اهنگین باز میکند
چه کسی چو دریا آرام کننده ی لحظات ست
چه کسی اشتیاقِ زندگی را با سُخنی اندک می دهد
خوشا به حالِ من که چون تویی دارم
با من سُخنی بگو
سُخن نَغضی بگو و دلِ ابریم را افتابی کن
سُخن نَغضی بگو و تنهاییه لحظاتم را درهم بشکن
تو میتوانی
تو قادری
سکوت لحظه هایم،فقط با لب های تو ارام میگیرد
ارامم کن...
نظرات شما عزیزان:
بسیار عالی
پاسخ:مرررسی
پاسخ:مرررسی
ترنم باران 

ساعت20:40---16 اسفند 1391
واقعا لذت بردم انگار با روحت اینو سروده بودی نه جسم.
پاسخ: من همه شعرامو با روحم میگم.از توی توی قلبم مرسی
پاسخ: من همه شعرامو با روحم میگم.از توی توی قلبم مرسی
سلام خییییییلی عالی بود مرسی واقعا لذت بردم.gif)
.gif)